الشيخ محمد علي الگرامي القمي

50

مرزها (فارسى)

روى خود مىانداخت هنگام حقوق بيت المال همه را به ديگران مىداد و خود از زحمت بازوى خويش مىخورد . « 1 » سلمان روزى ابوذر را به مهمانى منزل خود خواند و آن گاه از سفره خويش قطعه نان خشكى بيرون آورد و از كوزه آب آن را مرطوب ساخت ابوذر گفت چه نان خوبى اگر نمكى هم بود بهتر بود . . . سلمان برخاست و كوزه خويش راگرو گذارده قدرى نمك گرفته نزد ابوذر نهاد ابوذر نمك به روى نان مىپاشيد و مىخورد و مىگفت سپاس خداى را كه به ما اين قناعت را عطا فرمود سلمان گفت اگر قناعت داشتى ظرف من بگرو نمىرفت . « 2 » يك آتش سوزى در مدائن شد سلمان شمشير و قرآن خود رابرداشته از منزل بيرون آمده گفت سبكباران اين طور نجات مىيابند . « 3 » و بنابراين منظور از حديثى كه مرحوم كلينى در كتاب « كافى » از امام عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت در ضمن مناظره‌اش با عده‌اى از صوفيها « 4 » كه مردم را به رها نمودن كار دنيا دعوت مىكردند و به امام هم اعتراض داشتند ، روش سلمان را گوشزد نمود كه :

--> ( 1 ) - / قاموس الرجال تسترى . ( 2 ) - / صدوق در كتاب « عيون اخبار الرضا » به نقل قاموس الرجال . ( 3 ) - / همان مدرك از محاسن برقى . ( 4 ) - / البته صوفيان كنونى نوعا از حقيقت خودشان نيز منحرف شده‌اند و حتى بسيارى از رهبران آن‌ها از بهترين مواهب زندگى و وسائل ذوق برخوردارند واستراحت در باغ‌هاى مصفا و كنار نهر آب و مجلس انس را بر ورود در غوغاى زندگى ترجيح مىدهند . البته هستند كسانى از آن‌ها كه بدون تشريفات و زخارف دنيوى زندگى مىكنند ليكن همانطور كه قبلًا نفس انشعاب و گروه بندى در برابر فقها و علماء دين كه وارثان ائمه عليهم السلام هستند به ضرر اسلام است .